150پيش گيرد. اين سه احتمال، طرفداران ويژهاى دارد. عايشه مىگويد:
«پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در حالى كه سرش بر دامان من بود، از دنيا رفت و بر كسى وصيت نكرد.» 1ابوبكر هم هنگام وفاتش مىگفت: دوست داشتم كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىپرسيدم امر خلافت در شأن كيست تا كسى در آن نزاع نكند. 2وى در سخنى ديگر گفته است:
«پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، مردم را به حال خود گذاشت تا براى خود، آن چه را مصلحتشان در آن است، انتخاب كنند.» 3عمر بن خطاب هم در پاسخ فرزندش كه از او خواسته بود مردم را مانند گلهاى بدون چوپان رها نكند، گفت: اگر جانشين براى خود معين نكنم، به رسول خدا صلى الله عليه و آله اقتدا كردهام واگر خليفه معين كنم، به ابوبكر اقتدا كردهام. 4به راستى چگونه مىتوان باور كرد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نسبت به اين وظيفه مهم و اساسى كه آينده دين نوخاسته او به آن بستگى داشت، بى توجه بماند، در حالى كه با دقت در سيرۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله درمىيابيم كه ايشان حتى نسبت به مسائلى بسيار معمولىتر، احساس مسئوليت مىكرد. او كسى بود كه حتى در آخرين بيمارىاش، لشكرى را براى