142
فَأَمٰاتَهُ اللّٰهُ مِائَةَ عٰامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ » 1
يا به مانند آن كه به دهكدهاى گذر كرد كه ويران شده بود، گفت: در حيرتم كه خداوند چگونه اين مردگان را دوباره زنده خواهد كرد. پس خداوند او را صد سال ميراند و سپس زندهاش كرد.
بيشتر مفسران مىگويند كه يكى از انبياى الهى در سفرى به دهكدهاى گذر كرد كه مرگ بر تمام اهالى آن سايه افكنده بود. با ايمانى كه به قدرت مطلق خداوند داشت، در دلش پرسيد: كيست كه اين مردگان را بعد از توقف طولانى، مبعوث مىگرداند؟ در آن هنگام، خداوند جانش را گرفت و بعد از صد سال كه اجزاى جسدش پراكنده شده بود، دوباره برانگيخت. كيفيت حشر دابّهاش را نيز به او نشان داد تا اين كه در عمل، حشر و نشر را ببيند و به معاد اطمينان قلب يابد. 2 اين آيات نشان مىدهد كه خداوند قادر، رجعت را بارها نشان داده است. بنابراين، رجعت قبل از رستاخيز هيچ استبعادى ندارد.
4.
«وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآيٰاتِنٰا فَهُمْ يُوزَعُونَ ». 3
و آن روز كه از ميان هر امت، جمعى از تكذيب كنندگان نشانههاى ما را، برانگيزيم پس آنان بازداشته خواهند شد.