102پرسش يا درخواستى دارد، در ضمن استراحت، آن را آماده كند. اگر خواست به صورت كتبى باشد، به برادران بزرگوارم محمد آقا و آقا هادى كه انصافاً زحمت زيادى براى برگزارى اين نشست كشيدند و ان شاء اللّٰه مأجور نيز خواهند بود، بدهند. البته اگر كسى هم در نظر داشت پرسش خود را به صورت شفاهى مطرح كند، در خدمت هستيم.
هر چند استاد فرموده بود كه جلسه را با عدهاى حجاج ادامه مىدهيم، ولى انگار هنوز شور و اشتياق دو ساعت پيش در ميان حجاج موج مىزد. آنان در كوتاهترين زمان ممكن، پذيرايى شدند و اكثريت قريب به اتفاق آنان به محل جلسه بازگشتند. پير و جوان، زن و مرد، خواهان ادامه بحث بودند. عدهاى هم پرسشهاى خود را نوشتند و به محمد و هادى تحويل مىدادند تا با شروع جلسه، پرسشها، مطرح شود و از خرمن فيض استاد، خوشه برچينند. از ميان كاغذهايى كه براى طرح پرسش بين حجاج پخش شده بود، يكى با ديگر برگهها تفاوت داشت و اصلاً پرسش نبود، بلكه يك درخواست بود. در اين برگه آمده بود: اگر اجازه حضرت استاد و حوصله حجاج محترم شامل حالم شود، نوشتۀ كوتاهى دربارۀ اسرار و فلسفه اعمال حج آماده كردهام كه در اين جلسه نورانى بخوانم.
ايشان نوشته دو صفحهاى خود را نيز به درخواست خود پيوست كرده بود. درخواست ايشان را با روحانى محترم كاروان و استاد محترم در ميان گذاشتيم. آنان نيز با مرورى