86
قَدْ زارِ اسلامْبُولَ ثانى مَرّة
فيضى شاعر گفته است: درفريب و دلپسند و دلگشا شد ملك روم
چشم آن دارد كه گردد سرور لاهوتيان
بالجمله واپور از بوغاز اسلامبول به حركت افتاده و مابين جنوب و مغرب مىرفت. شب كه شد از بوغاز اسلامبول بيرون آمده، داخل طول درياى مرمره شديم. مرمره اسم جزيرهاى است و اين دريا به اسم آن موسوم است و از آنجا سنگ مرمر به اسلامبول مىآورند. طول اين دريا را صد ميل انگليسى و منهاى عمق آن را ششصد و چهل و هشت قلاج نوشتهاند. و جزيرۀ مزبوره در سمت يسار واقع بود و سه جزيرۀ ديگر در اطراف داشت.
درياى مرمره
سه شنبه سيزدهم چهار ساعت از روز گذشته از محاذى گلى پَوْلى گذشتيم. در سمت يمين در اول بوغاز، در دنلس واقع بود؛ چون واپور مخصوص سلطانى در اين آبادى كارى نداشت مكث نكرده گذشت و بعد از دو ساعت به چاناق قلعه رسيديم و حركت رو به جنوب مغرب بود و چاناق قلعه در سمت يسار در طرف شرق واقع بود و اين نقطه