78سفارتخانه يال كه در ببك است دعوت نمودند كه نهار در آنجا صرف شود. با جناب منيفپاشا در واپور مخصوص سلطانى نشسته با خواص به سفارتخانه يالى رفتيم.
عمارت خوبى بود، باغچه ظريفى، مرتبه به مرتبه داشت. بعد از گردش باغچه به حمام مخصوصى كه در آن عمارت است رفتم. استحمام به عمل آمد. بعد از آن كه از حمام بيرون آمدم، جناب سعيدپاشا رئيس وكلا كه مقام صدارت دارند، اما هنوز ملقب به اين لقب نشدهاند، به ديدن آمدند. با ايشان از هر مقوله صحبت دوستانه داشتيم، رفتند. امام جمعۀ اردبيل و آقا حسن، وكيل دولت انگليس كه به مكه معظمه مىرفتند، امروز به آنجا آمدند. نهار در سر ميز صرف شد. غذاهاى ايرانى و غيرايرانى هر دو را داشت و بسيار مطبوع و ممتاز بود. عصر مراجعت به عمرات كوكصو نموديم.
روز چهارشنبه سلخ جناب عاصمپاشا وزير امور خارجه به ديدن ما آمدند. صحبتهاى مناسب با ايشان داشتيم و رفتند. چون امروز بنا بود كه خدمت اعليحضرت سلطان شرفياب شوم، هشت ساعت به غروب مانده با جنابان معينالملك و منيفپاشا در واپور مخصوص نشسته به طرف روملى رفتيم، و چون از واپور بيرون آمديم، كالسكۀ چهار اسبه مخصوص، در پهلوى عمارت چراغانيالى با سوارهنظام حاضر كرده بودند.
اعليحضتر سلطان در عمارت يلدوز در اطاق خودشان تشريف داشتند. من با جنابان معينالملك و منيفپاشا و همراهان در اطاق ديگر ده دقيقه نشستيم. بعد به توسط مابينچىبايش احضار به حضور اعليحضرت سلطان شديم. التفات و احترام فرموده در نزديك در ايستاده بودند. من و اميرزادهها و جناب معينالملك وارد به آن اطاق شديم و به رسم ادب خودمان سر فرود آوردم و با كمال ادب ايستادم. فرمودند: بسمالله1 بياييد.
خودشان روانه شده در پهلوى صندلى ايستاده فرمودند: بياييد اينجا بنشينيد. ادب كردم و خواستم دروتر بنشينم. فرمودند نزديكتر بياييد و با كمال اصرار بنده را نزديك خودشان بردند كه يك صندلى ميان من و سلطان فاصله بود. جناب معينالملك و اميرزادهها را هم اذن جلوس دادند، در صندلىهاى ديگر نشستند. بعضى از عملهجات مخصوص سلطان نيز حاضر بودند. احوالات پرسيدند و اظهار مرحمت و مهربانى فرمودند. بنده هم بياناتى كه مناسب با اتحاد