71عمارت نزول اجلال فرمودند و ديگر عمارت كوكصو است كه منزل ما است و عمارت اسكىسراى است كه عمارت قديميۀ متروكه سلاطين عثمانى است و در بالاى بلندى واقع شده؛ اطرافش ديوار محكم دارد و سربازخانۀ سليميه و عمارت فرهادپاشا و شريف و عبدالمطلب كه الان شريف مكه است، مىباشد و عمارت قزقلهس هم كه محل نشيمن دختر قسطنطين بوده و در ميان آب بنا نهادهاند، در قرب سمت آناطولى است و قصهاى براى بناى اين عمارت روايت مىنمودند كه خالى از عبرت نبود. اجمالش اين است آن دختر وسوسه از گزيدن مار در خاطر داشته است، اين عمارت را در ميان آب بوغاز ساختهاند كه محفوظه بماند. از اتفاقات، سبد انگورى براى او آورده بودند، مارى در ميان آن بود كه غفلتاً او را گزيده هلاك نموده است. ذٰلِكَ تَقْديرُ العَزيز العَليم. 1 و چون اغلب عمارت اسلامبول از چوب و تخته ساخته مىشود و اكثر عمارات آتش مىگيرد و به اصطلاح آنها يانقين مىگويند، در سمت روملى، نزديك به شهر، در بالاى بلندى برج مرتفعى ساختهاند كه مشرف بر تمام شهر است و از هرجا دودى كه علامت يانقين است پديدار شود، عملۀ مستحفظ آن برج مطلع شده خبر مىكنند، در هر محلهاى كه باشد، جمعيت جمع شده مىروند، آن عمارت را خاموش يا خراب مىنمايند كه به عمارت ديگر سرايت نكند. و چندى است بنا گذاشتهاند عمارات را از سنگ مىسازند كه از حادثه يانقين محفوظ بمانند و در واقع عماراتى كه در ولايات خارجه از چوب مىسازند، غالباً به اين حادثه گرفتار هستند و به جهت اين، با چوب مىسازند كه اغلب شهرهاى آنها در كنار دريا واقع است و سنگ كمتر پيدا مىشود و اگر از بلاد بعيده با كشتى بياورند، كرايۀ آن زياد خواهد شد، برخلاف چوب كه در جنگلها زياده است و ارزان تمام مىشود. و چون رشتۀ كلام به اينجا كشيد، بهتر آن است كه حالات شهر اسلامبول و ابنيه و عمارات و مساجد آن نيز بيانى شده، بعد به روزنامه شخصى بپردازد.
اسلامبول
بدان كه اين شهر را در قديم قسطنطنيه مىگفتند و منسوب به قسطنطين بوده است. بعد از