69و بيست و پنج نفر قراول و يك نفر سلطان با نوزده نفر ژاندارم شب و روز حاضر بودند.
علىبيك چون احترامى داشت او را در سر ميز حاضر مىنموديم و سايرين مواظب خدمت و مأموريت خود بودند و يك واپور همايون نيز كه مسرّت نام داشت با دو زورق با كپيتان و بيست و هشت نفر عمله در پهلوى عمارت در ميان بوغاز آماده بودند كه هر وقت بخواهيم در آنها سوار شده گردش نماييم و پنج اسب خاصه با يراق مفتول در خارج عمارت با عمله اصطبل حاضر بودند كه هر ساعت بخواهيم سوار شده تفرج كنيم و يك كشتى بزرگ نيز كه يك كپيتان و شانزده نفر عمله داشت، غالباً براى كارخانه حمل آذوقه كرده مىآورد. بالجمله در نهايت احترام پذيرايى مرعى مىداشتند. اجزا و ابتاع را تجزيه كرده اميرزادهها و جناب حاجى ملاباقر واعظ و ملاباشى و منشىباشى و حكيمباشى و ناظر و آبدار و قهوهچى را به اين عمارت آورده بوديم و سايرين را به شهر اسلامبول فرستاده بوديم. جناب معينالملك براى آنها منزلى معين كرده مهمان ايشان بودند و جناب معزّىاليه غالباً روزها و شبها به كوكصو آمده مرا ملاقات مىنمودند و از من غفلت نداشتند و خيلى زحمت مىكشيدند و از حُسْن اتّفاق منزلشان هم چندان دور نبود زيرا كه موسم ييلاق بود. در سمت روملى در محلۀ بَبَك برابر كوكصو سفارتخانه و منزلى داشتند و كمتر به شهر مىرفتند ولى اجزاى سفارتخانه در شهر بودند.
بوغاز
بدان كه بوغاز در تركى به معنى تنگه است كه عربها مضيق گويند و تنگۀ طبيعى را كه آب از ميان آن بگذرد به فرانسه دِتْرُوا گويند. چنانچه تنگۀ مصنوعى كه آب دو دريا را به هم متصل كنند كانال نامند. بوغاز اسلامبول تنگۀ طبيعى است كه آب درياى قرادنگيز در نهايت سرعت از ميان آن گذشته به درياى سفيد و مرمره مىرود. طول بوغاز متجاوز از دو فرسنگ مىباشد و عرض آن هزار ذرع است و عمق آن از ده زرع الى بيست ذرع است و در بعضى جاها صد ذرع؛ و كشتىهاى بزرگى ليلاً و نهاراً در آن حركت مىنمايند و زورقهاى بزرگ و كوچك دودى و غيره، در اكثر نقاط بوغاز حاضر است كه مردم را عبور و مرور داده اجرت مىگيرند. واپورهاى كوچك دودى براى حركت در بوغاز