68ديوارها و پلهها تماماً از سنگ مرمر است و خوب منبّت و حجّارى كردهاند و اسباب زينت اطاقها نيز از جار و چهل چراغ و ميز و صندلى و آئينههاى بزرگ و خوابگاه از عهد سلطان عبدالمجيدخان الى حال، در نهايت تزئين در آنجا موجود است. محوطهاى در اطراف اين عمارت است كه از سه سمت به بيرون درهاى بزرگ گشوده مىشود. يكى به طرف جنوب كه محاذى صحرا و چمن است و يكى به شمال كه مواجه بوغاز است و يكى به مغرب كه محاذى رودخانه است و در هر سه جا قراول احترام گذارده بودند و در اطراف كلاه فرنگى باغچه بندىها كرده، انواع گلها كاشتهاند. آبگير كوچكى نيز در طرف جنوب عمارت است كه اطراف آن سبز و خرم است و يك طرف آن باز است و بيرون عمارت چمن و صحراى وسيع است كه عصرها، خاصه در روزهاى يكشنبه مرد و زن زياد در آنجا جمع شده راه مىروند و تفريح مىكنند و جوقه جوقه در سايه مىنشينند. سقاخانه و سكويى هم محاذى بوغاز ساختهاند كه اطراف آن اشجار است و سايه افكنده است. اغلب زنان در آن سكّو مىنشينند و مسجدى هم در برابر عمارت در سمت جنوب ساختهاند. اما جماعت و خدّام دارد؛ در آنجا نماز مىخوانند و وجه تسميۀ اين عمارت به كوكصو از آن است. رودخانه كه رنگ آبش مايل به آبى است از قرب اين عمارت داخل بوغاز مىشود و كوك در لغت تركى به معنى آبى و صو به معنى آب است.
پذيرايى از جانب اعليحضرت سلطان عثمانى
جناب منيفپاشا از جانب اعلىحضرت سلطان عبدالمجيدخان كه تاكنون در نهايت استقلال بر سرير سلطنت متمكن هستند، مأمور به مهماندارى شده بود. اغلب شبها نيز در آن عمارت بسر مىبرد. گاهى كه مىخواست به خانۀ خود برود، بعد از صرف شام اذن گرفته مىرفت و صبح مراجعت مىنمود. يوسف افندى ناظر مطبخ سلطانى با بيست و دو نفر اجزا در صحرا خيمه زده شب و روز طبخ مىكردند و شام و نهار در نهايت امتياز در سر ميز حاضر مىنمودند و با كارد و چنگال صرف مىشد و يازده نفر پيشخدمت نيز با محمد آقاى سرخدمه و محمد آقاى مأمور خزانۀ خاصه در مجلس مواظب خدمت بودند و علىبيك ياور مخصوص و آجودان حضور سلطان با مصطفى بيك سرهنگ و يك نايب