63شد و كارخانههاى زياد در اين راه ديدم. چرخهاى متعدده در نزديكى آنها گذارده بودند كه مرمت نمايند. و در سحرا قصبهاى ديده كه علف قرمز و گندم سياه داشت. از قرارى كه مىگفتند، گندمش خيل قوت دارد و به مصرف ارزاق لشكر مىرسند. و يك ساعت از ظهر گذشته به قصبهاى معتبر ديگر رسيديم. پل محكمى داشت كه طولش يك ورس است و كليسياى بزرگى هم در آن قصبه ديده شد كه بسيار عالى بود و در نزديكى رودخانه اين جا ييلاق سرباز است كه دو فوج صالدات در آنجا اقامت دارند و متجاوز از پنجاه انبار غله در آنجا ملاحظه شد كه پر از غله بودند. و تا كيف تقريباً سه فرسنگ و نيم جنگل ديديم كه همه موزون و سبز و خرم بودند. سه ساعت به غروب مانده وارد شهر كيف شده در مهمانخانۀ آنجا پياده شديم كه كالسكه را عوض كنند. شهر كيف در بلندى و پستى واقع است و از شهرهاى بزرگ روسيه است. در هشتصدسال قبل آنجا را روس كوچك مىگفتند. صد و بيستهزار جمعيت دارد و سيصد و شصت و پنج كليسياى بزرگ و كوچك در اين شهر است. چهار فوج سرباز و دو فوج قزاق و دوازده عرّاده توپ در آنجا است و راهآهن از وسط شهر مىگذرد و صفا و طراوت اين شهر به مراتب از حاجىطرخان بيشتر است. حاكم آنجا به جهت مهمى به پطرزبورغ رفته بود. رئيس افواج در آنجا حاضر بود. از اين شهر تا شهر ادسا ششصد ورس است و تا ورشو، هشتصد ورس است. تا يك ساعت و نيم از شب رفته در انجا بوديم. كالسكه عوض شده حركت نموديم و از مهمانخانههايى گذشتيم كه همه معتبر بودند. امروز باران هم مىآمد.
در شُمَنْدُفر
سهشنبه بيست و دوم شوال حركت تا ادسا رو به مشرق بود. درههاى خوب باصفا و جنگلهاى قشنگ و مهمانخانههاى مرغوب در اين راه مشاهده نموديم و كارخانههاى متعدده در ازمين ملاحظه نموديم و چغندر زياد در اين راه كاشته بودند. از قرارى كه تحقيق نموديم در يكى از بلوكات آنجا كه پاولى نام دارد، قند را خوب مىريزند و اين چغندرها را براى مصرف كارخانه آنجا مىكارند كه در آنجا از آنها قند بريزند. و از پاولى تا سرحد اطريش كه هونگرى نام دارد، صد و بيست ورس است. چهار ساعت از شب رفته