61طرف پنجرههاى شيشه گذاردهاند به صحرا باز مىشود، روشن و خوش منظر است. و اين كالسكهها درجات متفاوت دارند، هركدام كه كتهاى مخمل دارند درجۀ اول است، هركدام ماهوت است درجۀ ثانيه، هركدام چرم است درجۀ ثالثه است. و كرايۀ آنها نيز تفاوت دارد و اصطلاحاً درجۀ اول را قمرۀ اول و ثانى را قمرۀ ثانى و ثالث را قمرۀ ثالث مىنامند. اولى معتبرتر از همه است و از براى محترمين ميز و صندلى و امثال آن در آنجا گذاردهاند كه نهايت امتياز را دارد. بالجمله كالسكۀ بخار اگر حامل مالالتجاره باشد، ساعتى هفت فرسخ حركت مىنمايد. اگر حامل مسافر باشد ساعتى دوازده فرسخ مىرود و به جهت آن كه حاجب و مانعى مانند آب دريا ندارد كه آن را بشكافد به مراتب اسرع از كشتى بخار است. در تمام خاك روسيه بيست و يكهزار كيلومتر راهآهن مىباشد تمام واگنها چراغ دارند كه شبها روشن مىكنند و گاهى كالسكۀ بخار ملايم حركت كرده ساعتى بيست و پنج ورس حركت مىنمايند. و نيز گويند كالسكۀ بخار قوى دقيقهاىهزار ذرع حركت مىكند و در بيست و هشت شبانهروز تمام محيط را سير مىنمايد و مخترع آن استفن صاحب است كه در سنۀ 1829 مسيحى در مملكت انگليس ساخت و موشك نام آن را گذاشت.
لوازم راهآهن
اول استاسيون است كه محل ايستادن چرخ راهآهن براى چرب كردن عرّادهها و خوردن غذا و قهوه است و در حقيقت مهمانخانه است كه هر قسم اسباب و غذا در آن موجود است و فاصله هر استاسيونى، هجده ورس است و در هر يك در استاسيونها، چند دقيقه مكث مىنمايند. دوم اطاق تلگرافخانه است كه از چوب ساختهاند و فاصلۀ ميان تلگرافخانهها سى اصله چوب تلگراف است. سيم چاهها است كه تلمبه دارد و در وقت ضرورت براى چرخ بخار از آنها آب بر مىدارند. چهارم قراولخانههاى كوچك است كه جاى يكنفر قراول است، محافظت سيم را كرده شبها چراغ روشن مىكنند. پنجم بارانداز است كه اطاق طولانى مسقّفى است كه از چوب بنا كردهاند. بارها را آنجا مىگذارند كه از بارندگى محفوظ بماند. ششم چند كالسكه است كه براى مسافر و مالالتجاره معطلى حاصل نباشد و به هر جا كه مىخواهند بروند. هفتم ژاندارم يعنى پليس است كه در هر