47محاذات راهى نداشت كه نزديك عاشوراده برود، زيرا كه آن نقطۀ دريا براى حركت كشتى مساعدت نداشت كه بتوان تا به آنجا رفت و عبور از آنجا خطر داشت و بايد از محاذات آنجا گذشته به بندر گز بروند و ثانياً به عاشوراده بيايند. لاجرم در محاذات عاشوراده چند دقيقه مكث نموده، صاحب منصبهايى كه در آنجا بودند، در سه عدد كرجى نشسته داخل كشتى كمپانى شدند و در سر ميز با اجزاى كشتى نشسته، مشروبات و غذا صرف نمودند و به صحبت مشغول شدند. سه نفر زن هم همراه داشتند و به همين نحو در سر ميز بودند تا كشتى كمپانى ساعت ديگر به محاذات بندر گز رسيد و در آنجا لنگر انداختند. امروز كشتى تا اينجا رو به مشرق حركت مىنمود و دريا آرام بود و چون به محاذى بندر گز رسيد لنگر انداختند. چهار ساعت توقف شد. زوار مشهد به بندر گز رفتند. مرد شيعه افغانى تا بندر گز، به عزم زيارت مكه معظمه از رشت آمد، از انقلاب و تلاطم دريا به وحشت افتاد، از زيارت بيتالله منحرف و منصرف شده، از راه بندر گز عازم مشهد مقدس شد. تلگرافچى اين بندر به ميان كشتى آمده از من ديدن كرد. از حالات طهران از او سئوال كردم، از مژده استقامت مزاج مبارك بندگان اعليحضرت اقدس ملوكانه - ارواحنا فداه - مرا خشنود ساخت و صورت تلگرافى هم از جناب مخبرالدوله بيرون آود كه حسبالامر ابلاغ به سرحدات كرده بودند كه سپهسالار اعظم از تمام مناصب و مراتب خلع شده به حكومت قزوين منصوب شد. بالجمله بعد از چهار ساعت، كشتى حركت كرده رو به مغرب رفت و ثانياً نزديك عاشوراده آمد. صاحب منصبهايى كه با سه نفر زن به ميان كشتى آمده بودند مارجعت به عاشوراده كردند و بعد از رفتن آنها كشتى به حركت افتاده از سمت شمال به چكّشلر رفت. دو ساعت از شب چهارشنبه گذشته به محاذات چشكلر رسيده، لنگر انداخته اقامت كرد.
چهارشنبه نهم شوال تا دو ساعت از دسته گذشته، در لنگرگاه چكشلر بوديم. از چشكلر كرجىها آوردند. صالداتها را با اجمال و اثاقلشان به آنجا بردند، ازدحام كشتى كمتر شد و راكبين كشتى كه در تنگناى اجتماع صالداتها گرفتار بودند خلاص شدند، زيرا كه در اين سه روز تمام، سطحۀ كشتى مملو از صالدات گشته، راه عبور و مرور بر ساكنين بسته بودند و بدين جهت بر اهل كشتى بسيار بد گذشت و رفتن آنها فرجى بعد از شدت شد و فرحى بعد از كربت.