318و زيارت مرقد حضرت خيرالبريه و ائمةالامّه تشرف جسته، از آنجا به بيتالمقدس و سياحت شامات و مصر و بيروت، مُجدداً به اسلامبول رفته، بعد از چند روز توقف، از آنجا به بندر پوتى و بلاد قفقاز، به آذربايجان و زنجان و قزوين و روز بيست و ششم شهر جمادىالاخره سنۀ 1298 وارد طهران گرديدند و در تمام ممالك و ولايات داخله و خارجه لوازم احترامات و پذيرايى را نسبت به آن مرحوم، معمول داشته، در همه جا با كمال تبجيل و توقير و تعظيم وارد و خارج شدند و احوالات يوميّۀ خود را در اين مسافرت همه روزه از قرار تقرير خودِ شاهزاده مبرور، مرحوم ميرزا رضاى منشىباشى كه ملازم ركابشان بود، در رقعههاى كاغذ به خط سريع تحريرى خفى مسوّده مانند نوشته و آنچه ممالك و مسالك و ولايات و قصبات و منازل و مراحلى، برّاً و بحراً، در اين مسافرت ديده و پيموده بودند با وقايع اتفاقيه كه از آن جمله اطفاء نايرۀ فساد شيخ عبدالله به توسط شاهزاه مبرور در بابعالى است، در اين سفرنامه نگاشته كه بعد از مراجعت به طهران استنساخ نموده، به طبع برسانند و تاكنون سفرنامۀ اين شاهزادۀ بزرگ به همان حالت مُسوده در طاق اهمال مانده، نه خود شاهزادۀ مرحوم و نه اعقاب والا مقامشان به صرافت استنساخ و طبع آن نيفتادند. از آنجا كه آثار بزرگان را باقى و بزرگ داشتن وظيفۀ حميدۀ بزرگان است، در اين عهد خجسته مهد كه اورنگ سلطنت ايران زمين به وجود اقدس مبارك سلطانالسلاطين و خاقانالخواقين بندگان اعليحضرت ضلالله فىالارضين الملك العادل الباذل، شاهنشاه اسلاميان پناه مُظفّرالدين - ابدالله دولته و سلطنته - باشكوه و تزئين است، حضرت مستطاب اجل اكرم امجد افخم اعظم عالى بندگان آقاى حسين قليخان مخبرالدوله، وزير كُلّ تلگرافخانههاى ممالك ايران كه اباً عن جدٍ در ترويج ارباب هنر و نشر كمالات و رواج معارف و عمليات، مساعى مشكوره داشته، جدى وافر و جهدى متكاثر دارند و اوقات ليل و نهارشان، بعد از انجام مشاغل و مهمات وزارتى و شخصى مصروف مطالعه و جمع كتب است، مُسودۀ آن شاهزادۀ بزرگ براى مطالعه و ضبط كتابخانه خودشان داشته در روزگار به يادگار باقى و برقرار بماند، اين چاكرِ خود را احضار و امر فرمودند كه كاتبى را به جهت استكتاب و استنساخ آن انتخاب