302شهر نخجوان در بلندى واقع است. در دامنۀ آن باغات است. در ابتداى آبادى قبرستان است و در طرف يسار عمارت يكنفر روسى است. چشمهاى هم در نزديكى آن است شهر نخجوان چندان رونقى ندارد و كليسيا و مسجد و عمارت و حكومتى در سمت يمين واقع است و در خارج شهر آثار مسجد عظيمى است كه در او دو مناره و گنبد وسط مسجد باقى است. از درب مسجد تا گنبد مسافتى است و اين فقره معلوم مىشود كه مسجد بزرگى بوده است. از مسجد كه مىگذرند، رودخانه نخجوان جارى است. عمق آن به قدرى است كه آب تا كمر اسب مىرسد. چهارم النجهچاى است و تا آنجا بيست و چهار ورس و ربع است و در طرف يمين راه كوههاى خوى و مرند پيدا است. نزديك النجهچاى كوه مدوّرى نمايان است و گويند در آن كوه مار فراوان است. النجهچاى رودخانه است و آبش گلآلود است و به طرف رود ارَس جارى است. پنجم جلفا است و تا آنجا پانزده ورس است. به جلفا نرسيده تنگهاى است كه سنگلاخ است. بعد از گذشتن از تنگه، مسافتى كه طى مىشود، در طرف يمين، آبادى از دور نمودار است. جلفا در آنجا است. از جاده خيلى دور است؛ پس از آن جلگۀ وسع ارس است. در دو طرف ارس، از جانب دولت روس و دولت ايران عماراتى ساختهاند كه نمودار است. اين منازل نيز در تحت اختيار گُوِرناطور ايروان است و از جانب خودش نايب فرستاده است كه آن را قَمْصَر مىنامند.
رودخانۀ ارس
آب رودخانۀ ارَس از مغرب به مشرق جارى است. در برابر عمارات دو شقّه شده و ميان دو شقّه خشكى مختصرى است. شقّهاى كه طرف عمارت ايرانى است، عمقش كم است. مردم با قايق مىگذرند و حيوانات به پاى خود مىروند. شقهاى كه در طرف عمارت روس است عميق است. انسان و حيوانات را با باروم مىگذرانند، ولى بالاتر از عمارت روس، معبرى دارد كه حيوانات را بدون باروم مىبرند، مگر آنكه شتر لاغر باشد و تاب قوت آب را نداشته باشد. و در رودخانۀ ارس دو باروم است، يكى مال رحيمخان سرتيپ كركرى است، نفرى دوهزار و از مالى دوهزار كرايه مىگيرند. و ديگرى مال روس است.