188تعريف بيرون است. يك ساعت از شب رفته از حمام بيرون آمدم. احمد افندى كاتب اسرار و مهردار ايالت با تحسينبيك محاسب مركز لوا و حلمىبيك مدير مركز تحريرات و حسن فهمى افندى مميز املاك و مراد افندى برادر حسن قوتلو به ديدن آمدند. به آنها مهربانى كرده رفتند. در اين چند روز كه در شام بوديم ليلاً و نهاراً در خانۀ حسن قوتلو مهمان دولت بوديم و در نهايت خوبى خدّام خاص ايالت پذيرايى مىنمودند و دو روز پيش از ورود ما، تمام اسباب پذيرايى را در خانۀ مشار اليه فراهم آورده، بر زينت بيوتات افزوده بودند. منزل خودمان و هر يك از اميرزادگان و جناب حاجى ملاباقر واعظ و غيره اطاقهاى على حده بودند و شبها تمام چهلچراغها و لالهها و فنرهاى حياط افروخته شده مانند روز روشن بود. خانۀ حسن قوتلو داراى دو خلوت كوچك و بزرگ و يك حيات مستطيل بود. حياط مزبور از چهار سمت بيوتات فوقانى و تحتانى داشت و بر بالاى ديوار آن محجر آهنين از چهار سمت گذاشته بودند و حوض مُدوّرى در ميان حياط بود و سطح حياط را تماماً از احجار شفّاف ممتاز مفروش و منبّت كرده بودند كه نهايت امتياز را داشت و اين صنعت در ولايت شام در همه جا معمول و متداول است كه سطوح عمارت و حمامات را به نقوش مختلفه با احجار ممتاز منبّت و مفروش مىكنند و در اطراف حياط در نزديكى پنجرهها اشجار سرو و گل كاشته اطراف آن را به شكل هلالى، سنگها بر زمين نصب كردهاند. باغچۀ مختصرى شده است، از آب دستى مشروب مىشوند. بالجمله عمارت مشاراليه نهايت آراستگى و زيبايى را داشت و كمتر عمارتى بدين قشنگى و مطبوعى ساخته شده است. يك خلوت آن معبر بود كه از درب كوچه داخل آنجا شده و از آنجا وارد حياط مستطيل مىشوند و خلوت ديگر آن خلوت خاص بود كه اطاق سالون در ميان آن بنا نهاده، حوضخانه نيز در آن خلوت ساختهاند كه آن را قاع مىناميدند و در واقع اطاق مسقّف مذهّب مزيّنى است كه حوض هم در وسط آن واقع است و آب بر آن جارى است و چون هوا سر بود، روى حوض را تخته گذاشته پوشانيده بودند و ماهوت قرمز بر آن گستردهاند، صورت ميز به هم رسانيده بود و در آن اطاق صنوف و اقسام ظروف از چينىهاى قديم در اطراف آن در طاقچهها گذاشته بودند و نهايت امتياز را داشت. بعد از صرف شام به آن اطاق رفته نشستيم و قهوه و غليان صرف كرديم. شكلى بر ديوار نصب