152و اخنت بن خضاعه 1 نيز در ميان آن است. پنجم بقعۀ عقيل و سفيان بن الحارث بن عبدالمطلب و عبدالله بن جعفر طيار و ابوهريره است. ششم بقعۀ مالك است. هفتم بقعۀ نافع مولى عبدالله بن عمر است. هشتم بقعۀ عثمان ذوالنورين است. نهم بقعۀ حليمۀ سعديه است. دهم بقعۀ ابوسعيد خدرى است. و بيتالاحزان نيز در قبرستان بقيع، در پشت بقعۀ ائمۀ اربعه است، بقعۀ كوچكى است، محرابى دارد و در سمت يسار، ضريحى از چوب متصل به ديوار كردهاند، رنگش سبز است و زمين درون ضريح، حفره دارد، گويند محل نشستن صديقۀ طاهره عليها السلام همان موضع بوده است. و در خارج قبرستان نيز دو بقعه است كه اول آن بقعۀ فاطمۀ بنت اسد، والده حضرت امير عليه السلام است كه از ديوار دور بقيع خارج است و ثانى آن بقعه صفيه و عاتكه دو عمۀ پيغمبر صلى الله عليه و آله است، صحنى دارد و بقعۀ آن نزديك در صحن، در سمت يسار است. بالجمله اول به زيارت ائمۀ اربعه رفته، خاضعاً و خاشعاً و باكياً مشغول زيارت شديم و بر روان آن بزرگواران تحيت و درود فرستاديم و شكر خدا را به جاى آوردم كه بحمدالله در چنين روزى كه روز عاشورا است به زيارت آستانۀ مباركۀ چهار امام عليهم السلام مشرف شدم. چون بوّابان بقعۀ مباركه درب بقعه را بر روى حجاج مىبستند كه به ضرب و شتم پول گرفته در را باز كنند، لهذا به آنها سفارش كرده نويد رعايت و نوازش دادم كه مانع حجاج نشوند و درب بقعه را در اين چند روز مفتوح بگذارند كه حجاج به آسودگى زيارت نمايند. آنها هم قبول نمودند و از قرارى كه مىگفتند كه چند نفر بوّاب هستند و جمعى عيار دارند و موظف نيستند، اگر از جانب دولت در حق آنها وظيفه برقار شود هرگز مانع حجاج نمىشوند، بلكه نزديك آنها هم نمىروند؛ عمدۀ تحصيل معاش آنها در تمام سال منحصر به موسم حج است. خلاصه از بقعۀ مباركه بيرون آمده به بيتالاحزان رفتم و زيارت عاشورا را تماماً با لعن و صلوات در آن مكان شريف خواندم و چهار ساعت به غروب مانده به منزل آمدم و بعد از صرف غذا، از بابالسلام وارد مسجد مبارك شده، زيارت جناب پيغمبر صلى الله عليه و آله را با حضور قلب به جار آوردم. نزديك اسطوانۀ ابىلبابه