121صفوف زياد بسته شد و بعد از نماز در خيمهها روضهها خوانده شده، صداى گريه و ناله و دعا به آسمان بلند گشت. قَومٌ على عَرَفاتِ قَدْ وقفُوا وَقَد
عرفات
بدان كه از عرفات تا شهر مكه، چهار فرسنگ است و در طرف شرق و جنوب مكه، واقع است. منى و مشعر در راه عرفات واقع است. از شهر تا منى يك فرسنگ است و از منى تا مشعرالحرام يك فرسنگ و از مشعر تا عرفات دو فرسنگ مىباشد. در اول خاك عرفات، عَلَمين براى حدود آن وضع كردهاند؛ از آنها كه داخل شوند، اول عرفات است.
در نزديك كوه عرفات، بِركه است كه از آب زبيده پر مىكنند. آب عرفات را زبيده، زن هارونالرشيد قناتى كنده، آب را از آن كوههاى طايف تا عرفات آورده و از آنجا به شهر مكه داخل نموده است و آب مكه معظمه همان آب است. به فاصلۀ دو ذرع و سه ذرع در زير زمين جارى است و خواب زبيده در احداث اين قنات معروف است. حاجت به نارش نيست. و در عرفات مسجدى نيز هست كه در وقت ورود به آنجا، در طرف يمين واقع است و معروف به مسجد ابراهيم مىباشد.
شنبه نهم دو ساعت از روز گذشته به بازديد حاجى ميرزا يوسفدايى رفتم و نزديك به ظهر به دامنۀ كوه عرفات رفته، از آب قنات غسل نموده معاودت به منزل نمودم و بعد از زوال، نيت وقوف را وجوبا بدين نهج كرديم: «مىباشم در عرفات از پيشين امروز تا شام در حج تمتع حجةالاسلام به جهت اطاعت خداوند عالم.» و بعد، به خواندن ادعيۀ مستحبه پرداختيم و نماز ظهر و عصر را در اول وقت بجا آورديم، به يك اذان و اقامه، چهار ساعت به غروب مانده حكم كرديم شيپور زده مردم را خبر نمايند كه غروب حركت كنند. بعد از غروب، شيپور ثانى براى حركت زده شده، تمام حجاج حركت نمودند. منصور شريف را با پنجاه سوار از دنبال گذاشتيم كه اگر كسى در عقب مانده باشد به قافله برسانند و خودمان