112و باب عزوره مصحَّف خزوره و بابالسدّه و باب دارالعجله و بابالسكينه است كه در كتب قديمه به همين نو كه رقم شد، ظبط نمودهاند؛ ولى در اين عصر اسامى ديگر دارند كه بدين نحو مىنامند: باب داوديه، بابالرداع، بابالنبى، بابالدريه، بابالعتيق، بابالبسطى، بابالقبطى، بابالقاضى، بابالحنّاطين. و معلوم نيست كداميك از اين اسامى جديده در ازاى كدام يك از آن اسامى قديمه است. و عدد ابواب حاليه نيز افزونتر از عدد ابواب قديمه است و بعضى يك طاق دارند و بعضى دو طاق و بعضى سه طاق.
بناى كعبه
بدان كه حضرت خليل به امر رب جليل، بناى كعبه را در سن صد سالگى كه صد و هشتاد و نه سال قبل از ولادت عيسى عليه السلام است بنياد نهاد و تاكنون كه هزار و دويست و نود و هفت هجرى است، سههزار و هفتصد و هفتاد سال شمسى است كه بنا شده است؛ تا دوهزار و هفتصد و هفتاد و پنج سال تغيير نكرده، به همان منوال باقى ماند. بعد از آن، طايفۀ قريش خراب نموده ارتفاع آن را افزونتر كردند و در آن وقت حضرت رسول صلى الله عليه و آله در سن سى و پنج سالگى بودند. هشتاد و دو سال نيز به همان حال باقى ماند؛ پس از آن، حصين بن نمير ملعون در ايام يزيد بن معاويه - عليهالهاويه - در سنۀ 64 هجرى منهدم ساخته سوزاند. از آن به بعد، عبدالله زبير تجديد بنا كرده، بر طرز بناى حضرت خليل بنياد نهاد و نه سال بدان منوال ماند. بعد حَجّاج ملعون در سنه 74 هجرى هدم بناى كعبه نمود و به وضع ديگر تجديد بنا كرده، حجرالاسود را از درون خانه بيرون آورده، نصب نمود و سيصد و هفده سال كه از هجرت گذشت، ابوطاهر سليمان قرمطى صاحب بحرين، در عصرالمهدى بالله عبيدالله، اول خلفاى فاطميين، در روز ترويه وارد مكه شده قتل و غارت كرده، حجرالاسود را از آنجا به ولايت خود برد و بيست و دو سال در آنجا ماند. صاحب «كتابالخزاين» مىنويسد: دخلالقرامطه فى مكة فى ايام الموسم و أخذوا الحجرالاسود و قتلوا خلقاً كثيرا وبقى الحجر عندهم عشرين سنة. و در اين چند سال كسى در ايام حج به زيارت حجرالاسود نمىرفت و در آن ولايت متروك ماند. بعد از بيست و دو سال، در سنۀ 339 به مكه آورده نصب كردند. بالجمله در بناى كعبه تبديلات