110ابتداى آبادى شهر ارتفاعش كمتر از كوه يسار است و در بالاى كوه، در ابتداى آبادى توپخانه ساختهاند و در سه جاى ديگر، قلعهاى براى عسكر بنا نهادهاند. يكى مابين جنوب و مغرب كوه ابوقبيس كه قلعۀ بزرگى است و ديگرى در جبل العمرات كه در غربى كوه ابوقبيس واقع است و حرم محترم در ميانه، فاصله است و ديگرى قلعۀ فلنفل 1 است كه فيمابين مغرب و شمالى ابوقبيس است. كوچههاى شهر مكه پست و بلند دارد. بازار و دكاكين زياد دارد؛ ولى به قانون اعراب است. چندان شكوهى ندارد و عمارات عاليۀ آنجا منحصر به عمارات شرفا است، خاصه عمارت مرحوم شريف عبدالله كه مانند عمارات اسلامبول مرتبه به مرتبه ساختهاند، از سنگ و پنجرهها و دروب عمارات غالباً از چوبهاى منبت است و آن چوبها را از اندوستان مىآورند و منبتكارى آن نهايت امتياز را دارد. شهر مكه كمآب است و در خانههاى مكه آب جارى و آبانبار و بِركه نيست. سقاها از خارج آب را با مشك آورده به حجاج و غيره مىفروشند و در شهر مكه حمام هم كم است و هواى شهر هم بسيار گرم است و بعد از رفتن حجاج، اكثر مردم شهر به ييلاقات مىروند. رونق شهر فىالحقيقه در همان ايامى است كه حاجىها به آنجا مىآيند. والى مكه تابع شيخالحرمين است و هر كس كه شيخالحرمين باشد، محترم است و اگر با عُرضه باشد، حكم او بر تمام اعراب حضر و بدوى جارى است. مكه اسم جميع بلاد است و در وجه تسميۀ آن گفتهاند: لأنَّها تَمكّ مَنْ ظَلَمَ فيها اىْ تُهلكُه؛ أوْ لاَنَّها تَمكّ الذُّنُوب اىَ تْذَهَبُ بِها؛ أو لقِلّةِ مائِها مِنْ قَوْلِ العَرَب: مَكَّ الفَصيل ضَرْعَ أُمِّه، أذا لم يبق فيها لَبَناً. بكّه اسم بقعۀ كعبه و مسجدالحرام است و در وجه تسميۀ آن گفتهاند: لأنَّها تَبكّ أعْناق الجَبابره، أى تدفعها؛ وما قصدها جبّار الاّ قصمه اللّه تعالى وَلانَّه تَضع مِنْ نخوة التكبّر وَلِذا لا يَدْخُلُ فيها مُتكبّرٌ إلاّ ذلّ.
مسجدالحرام
بدان كه مسجدالحرام كه كعبه در ميان آن است، در وسط شهر واقع شده است.
مسجدالحرامى كه در روزگار حضرت پيغمبر خاتم صلى الله عليه و آله بوده است، كوچكتر از