256«الشهدا» مىباشد و به همين جهتِ وسيع و دشت بودنش، رسول خدا به همراه سپاهيان خود، كه بيش از ده هزار نفر بودند و نيز بارها و شترها به همراه داشتند، در آن اتراق كردند.
آرى، اگر كسى به «ذى طوىٰ» برسد، از مسير «طريق العرش» به «شعب اذاخر» آمده و سپس وارد مكه مىشود. اما اگر شخصى به «بئر طوى» برسد، نزديكترين راه به مكه، راه حجون و يا راه «ريع الرسام» از سوى «حارة الباب» است.
دوّم) اگر باور ما اين باشد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از حجون وارد مكه شده، بايد بگوييم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از پسِ «عوام بن زبير» كه به دستور آن حضرت از راه حجون به مكه وارد شد، آمدهاند؛ در اين صورت بايد معتقد باشيم كه حضرت سپاهيان خود را به دو گروه تقسيم كردهاند! در صورتىكه اين مسلّم است كه حضرت آنان را به سه دسته تقسيم كرد و هر يك را از راه جداگانهاى راهى مكّه نمود.
سوّم) پيامبر صلى الله عليه و آله به دو دليل از «ثنية اذاخر» وارد مكه شدهاند:
1- ثنية اذاخر» انتهاى دروازۀ مكه، از بالاى آن است. پس اگر از اين نقطه وارد شوند، از پسِ سپاهيان خود كه از حجون وارد گرديدهاند، به مكه داخل شده و از گروه ديگر سپاهيان خود كه از سوى مسفله به مكه وارد مىشوند، در برابر ارتش كمين كردۀ احتمالىِ كفار، پشتيبانى نمايند. اين نقشهاى بود كه از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله براى دستيابى بر مكه از سه جهت مختلف برنامهريزى گرديد كه نقشهاى حكيمانه و آگاهانه بوده و بجز از سوى پيامبر و ارتباطش با خداوند، نمىتواند دليل ديگرى داشته باشد.
2- ورود حضرت صلى الله عليه و آله از «ثنية اذاخر» بر اساس دو حكمت بوده است:
الف: آنكه به هنگام ورودش به مكه ابتدا كعبۀ مكرمه را بدون هيچ مانعى نظاره نمايد.
ب: از «ثنية اذاخر»، كوه حِرا را، كه بر آن وحى نازل گرديد، ببيند؛ كوهى كه جايگاه بعثت و عبادت حضرت به شمار مىآمد و تمامى خاطرات گذشتهاش كه بر اين بقعۀ مباركه اتفاق افتاده بود، بار ديگر زنده مىشد.