169ناودان طلا سرازير است، قرار بگيرند و به عنوان تبرك و شست و شوى گناهانشان، آبها را به سر و روى خود بريزند.
در اين باره مطلبى در سفرنامۀ ابن جبير (در سال 578 هجرى) آمده است كه براى شما باز گو مىكنيم:
«... در اينجا لازم است اتفاق جالبى را كه رخ داد نقل كنم. در روز جمعه نوزدهم جمادىالأول پس از نماز عصر و به هنگام نزديكى غروب آفتاب، بارش باران آغاز شد.
مردم به سوى حجر اسماعيل هجوم آوردند. همگى در زير ناودان مبارك كعبه ايستادند در حالىكه لباسهاى خود را كنار زده بودند آبىكه ازناودان سرازير بود بر سرودستان و صورتهايشان ريخته مىشد. جمعيت فراوانى در زير آن جمع شده، غوغاى عظيمى بهپا كرده بودند. هر كس مىكوشيد كه قسمتى از بدن خويش را در زير باران رحمت الهى قرار دهد. صداى دعا و راز و نياز مردم به آسمان بلند بود و اشك از ديدۀ دلشكستگان سرازير مىگرديد. صدايى جز ضجّههاى دعا و هق هق گريۀ خاشعان شنيده نمىشد. زنان در اين حال خارج از حجر ايستاده بودند و اين وضع را با ديدگانى گريان و قلبى مالامال از هيجان و تضرّع، نظاره مىكردند و آرزوى درك لحظهاى از آن وضع را مىكشيدند.
گروهى از حاجيان كه دير رسيده بودند، در اين هنگام از دور لباسهاى خود را با اين آب مبارك خيس كرده و با فشردن آن بر دست و روى ديگران، آنان را نيز به نوايى مىرساندند. همه با نوشيدن و يا مسح كردن آب مبارك به سر و روى خويش، خود را متبرك مىكردند. ابرهاى مبارك تا هنگام غروب ادامه داشت و مردم تا آن وقت همچنان از اين لحظات پرفيض استفاده كرده و ازدحام فراوانى را در حجر به وجود آورده بودند و از آب سرازير از ناودان به سر و رو و دستان خويش مىماليدند. تعدادى از آنان نيز كه ظرفهايى بر دستان خويش داشتند، در زير ناودان بلند كرده بودند تا شايد بتوانند از آن آب مبارك مقدارى پر كنند. شب عظيمى بود، تمامى مردم در آن شب احساس دستيابى به فضل و رحمت الهى نموده و به عنايت و كرم پروردگار اميدوار شده بودند؛ زيرا در غروب روز جمعه - كه بهترين لحظات اين روز به شمار مىآيد و دعا در اين زمان طبق روايات صحيحى كه آمده است، يقيناً مورد استجابت درگاه الهى قرار مىگيرد - درهاى آسمانى با بارش باران باز شده و مردم در زير ناودان خانهاش؛ يعنى ناودان رحمت الهى، جايگاهى كه دعا در آن مورد استجابت الهى قرار مىگيرد، ايستادهاند و