145
ور نسيم لطف تو بر آتش دوزخ وزد
دلو چرخ از دوزخ آب زمزم و كوثر كشد 1
انورى
آب وى آب زمزم و كوثر
جمالالدين اصفهانى
زمزم به سان ديدۀ يعقوب زاده آب
يوسف كشنده دلو ز چاه مقعرش 4
خاقانى
او كعبۀ علوم و كف و كلك مجلسش
بودند زمزم و حجرالاسود و مقام
خاقانى
كعبۀ ما طرف خم، زمزم ما درد خام
مصحف ما خط جام، سبحۀ ما نام صبح
خاقانى
در صفت زمزم
ز آنجا گذرت به زمزم افتد