62ساخت و نام آن را «بيت الله» نهاد. آن را مطاف زائران، قرار داد تا دورش بچرخند و آن را زيارت نمايند، با پروردگار خود انس پيدا كنند و بنابر ظرفيت وجودى خود با او مأنوس شوند. بدين ترتيب براى وصول به عوالم ما فوق آن آمادگى پيدا كنند. و براى زيارت راههايى قرار داد كه تمام آنها، پلههايى براى ترقى و بالا رفتن از عالم ملك به عوالم ملكوت است.
به ديگر سخن اين مناسك، كسانى كه به آنها عمل كنند را براى زيارت كعبۀ حقيقى، يعنى دل آماده مىكنند كه در اهميت آن فرمود:
«لا يَسعُنى ارْضِى وَ لاسَمائى بَلْ يَسعنُى قَلبُ عَبدى الْمُؤمنِ» 1؛ «در آسمان و زمين خود نمىگنجم، بلكه جاى من دل بندۀ با ايمان من است.»
مزن بر خانۀ دل بىوضو دست
كه اين خانه مقام كبريا است
خدا اندر دل مؤمن بگنجد
كه مؤمن را دلى بىانتها است
سنائى غزنوى هم زيبا گفته است كه:
راه بگذاريم و قصد حضرت عالى كنيم
خانه پردازيم و سوى خانۀ يزدان شويم
طبل جانبازى فرو كوبيم در ميدان دل
بىزن و فرزند و بىخان و سر و سامان شويم
مرحوم ميرزا جواد ملكى تبريزى نيز مىفرمايد: «(حجگزار) با قطع صحراها و سير در بيابانها و فروآمدن از گردنهها، متذكّر سفر آخرت، از حين مرگ تا نزول به دار الثواب شود. و بداند كه به فرمايش