128ما بيچارگان دنيا گزيده بايد چه خاكى بر سر خودمان بريزيم و از كجا چاره بجوييم؟ پس بياييم نورانيت حج را در خود حفظ كنيم و از بركتهاى آن در رونق كارهاى خير به ويژه امور آخرت كه سراى هميشگى ماست، استفاده كنيم. و به شيطان و وسوسههاى او فرصت ندهيم تا نتواند دوباره ما را گرفتار اميال و آرزوهاى دنيوى كند، به خصوص حرص كه بلاى جانسوزى است.
8. دورى از حرص
حرص، بيمارى خطرناكى است كه دين و دنياى انسان را از بين مىبرد و مفاسد ديگرى چون بخل و حسد را در او، ريشهدار مىكند. او را بىدليل به دنبال دنيا مىكشد و در جمعآورى مال از راه حلال و حرام حريص مىكند.
سعدى مىگويد:
شنيدم بازرگانى صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل غلام خدمتكار كه شهر به شهر حركت مىكرد براى تجارت. يك شب در جزيرۀ كيش مرا به حجرۀ خود دعوت كرد. به حجرهاش رفتم. از آغاز شب تا صبح آرامش نداشت. مكرّر پريشان گويى مىكرد و مىگفت: فلان انبارم در تاكستان است و فلان كالايم در هندوستان. اين قباله و سند فلان زمين مىباشد و فلان چيز در گرو فلان جنس است. فلان كس ضامن فلان وام است. در آن انديشهام كه به اسكندريه بروم كه هواى خوش دارد ولى درياى مديترانه طوفانى است. اى سعدى! سفر ديگرى در پيش دارم، اگر آن را انجام دهم باقيمانده