78هرگاه كه مطيع تو شدم، پاداشى كامل به من دادى. 1
هر بار كه شكر نعمتهايت كردم، بر نعمتم افزودى. 2
احسان و انعامت را بر من تمام كردى. 3
چگونه نعمتهايت را بتوان بشماره آورد؟ 4
اين همه نعمتهاى گسترده و بيكرانت را چگونه توانم به عدد آورم؟
كدامين عطا و بخششت را بتوانم شكرگزارى كنم. 5
همگان از شمارش نعمتهايت عاجزند. 6
ضررها و زيانهايى را كه از من بر گرداندى بيشتر از نعمتهايى است كه به من دادى. 7
ضررهايى را كه از من دفع كردهاى جاهلم و الا خود را بيشتر بدهكار مىدانستم.
از كثرت تير بلاها كه از من برگرداندى جاهلم و الا خود را بيشتر مديون مىدانستم.
جلوههاى لطفت را در حفظ و حراستم چگونه بوده جاهلم و الا به خاك بوسيت مىافتادم.
غرق درياى بيكران نعمتهايت احساس حيران و سرگردانى مىكنم.
در بستر گستردۀ زمانه هر چه تلاش و جد وجهد كنم تا شكر يك نعمتت را بجا آورم عاجزم. 8
اگر امر كنى كره زمين را با پلك چشمم جارو كنم، از شكر يك نعمتت ناتوانم.