57كيست كه مطيع محض تو نباشد؟
كيست كه در دل دريا ثنايت نگويد؟
كيست كه مديون مهر و لطفت نباشد؟
فقط ناسپاس كلاس عالم منم.
تنبل و زمينگير از امر تو منم.
درگير هواى نفس اماره منم.
آنكه شرط بندگى فراموشش شده منم.
آنكه گير فخر و منيت شده منم.
آنكه راه را به بيراهه مىرود منم.
آنكه دستش را از دست تو جدا كرده منم.
آنكه عقلش در تهديد هوس كور شده منم.
آنكه بىپروا نمكدان مىشكند منم.
آنكه ابزار معرفتش را عاطل گذاشته منم.
خداى رؤوف
آنكه سزاست دستش بگيرى منم.
آنكه جن و ملك غبطهاش مىخورند منم.
آنكه خليفه تو در زمين بوده و هست منم.
آنكه اكنون به التماس درگاهت آمده منم.
آنكه رأفت و رحمتت مىجويد منم.
آنكه خسارت منيت را ديده منم.
به خودت وصلم كن.
ز غير تو قطعم كن.