156تو آمده، چه مىگويى؟» فاطمه(س) سكوت كرد و پيامبر(ص) اين سكوت را علامت رضايت دانست و با ازدواج آن دو موافقت كرد و حضرت فاطمه(س) را به عقد على(ع) درآورد.
هنگامى كه على(ع) به خواستگارى فاطمه(س) آمد، پيامبر(ص) از ايشان پرسيد: «چه چيز مهر دخترم مىكنى؟» على(ع) فرمود: «چيزى جهت مهر دختر شما ندارم». پيامبر(ص) فرمود: «زره جنگىات كجاست؟» على(ع) فرمود: «همين جاست». پيامبر فرمود: «همين را مهر دخترم كن». على(ع) نيز همان زره را مهر دختر پيامبر كرد و با ايشان ازدواج نمود.
على(ع) زره را به 480 درهم فروخت. پيامبر به على(ع) فرمود: «اين پول را به دو قسم كن، قسمى را بوى خوش و عطر و قسمى را كالاهاى ضرورى براى عروس بخر». پيامبر(ص) عطر و بوى خوش را بسيار دوست مىداشتند و مردم را به استفاده از بوى خوش، تشويق مىكردند. به على(ع) نيز توصيه كردند كه در روز عروسى بسيار از بوى خوش استفاده كند.
پيامبر(ص) به على(ع) فرمودند: «اى على جان! بايد براى اين عروسى وليمهاى ترتيب دهيم». تعدادى از اصحاب، برخى از تكاليف انجام اين عروسى را به عهده گرفتند. سعد بن عباده رفت و گوسفند نرى آورد و آن را سر بريد. تعدادى از انصار هم، چندين صاع ذرت آوردند و از آن، غذايى جهت وليمه عروسى آماده كردند.