72پيامبر(ص) در موقع ابلاغ احكام نمىفرمود: من حلال يا حرام كردم؛ بلكه هر وقت، حكمى را مىخواست ابلاغ نمايد،مىفرمود: خداى متعال به من امر فرموده تا به شما ابلاغ كنم. قرآن صراحت خطاب به پيامبر اكرم مىفرمايد: «قسل مايكون لى ان ابدّله من تلقاء نفسى ان اتّبع الّا ما يوحى الىّ»؛ «بگو به آنها مرا برسد كه از پيش خود قرآن را تبديل كنم من پيروى نمىكنم مگر آنچه وحى مىشود به من».
در صحيح بخارى بابى تحت عنوان «باب ما كان يسئل ممّا لم ينزل عليه الوحى فيقول لا ادرى لولم يحب حتّى ينزل عليه الوحى و لم يقل برأى و قيس لقوله تعالى * لتحكم بين الناس بما اراك الله» به چشم مىخورد، يعنى، هنگامى كه پيامبر اكرم، از حكم مسئلهاى سؤال مىشد كه هنوز وحى الهى درباره آن نازل نگشته بود، مىگفت: نمىدانم و يا مىفرمود: هنوز واجب نگشته است تا هنگامى كه وحى نازل شود و هرگز طبق عقل و نظر خود و بر اساس قياس سخن نمىگفت.
جايى كه رسول اكرم(ص) نتواند به ميل و اراده خود تغيير و تبديلى در احكام بدون نزول وحى بدهد، عمر كه به كلى از دستگاه وحى بيگانه بوده است، چگونه مىتوانسته تصرف در احكام نموده و حلال خدا را حرام كند؟!