67همچنين گفته است: «پدرم ازدواج موقّت را حرام كرد؛ در حالى كه پيامبر آن را حلال مى دانست و به آن عمل مىكرد. آيا حرف پدرم را اطاعت كنم يا دستور پيامبر را؟ همانا پيامبر متعه مىكرد.» 1
5. مأمون، خليفه عباسى
وى در زمان حكومت خود متعه را جايز اعلام كرد. آوردهاند كه روزى محمد بن منصور و ابوالعيناء نزد مأمون رفتند و او را ديدند كه با خشم [جمله عمر را تكرار مىكرد و] مىگفت: «دو متعه در زمان رسول خدا و ابوبكر جايز بود و من آنها را تحريم مىكنم...»!!
آنگاه گفت: «اصلاً تو كيستى كه بخواهى عملى را كه رسول خدا و ابوبكر انجام دادهاند، تحريم كنى؟!»
محمد بن منصور خواست با او سخن بگويد؛ اما ابوالعيناء به او اشاره كرد و گفت: با كسى كه عمر را چنين خطاب مىكند، چه حرفى داريم؟ سپس يحيى