97كلام آقاى زنجانى به خوبى روشن شود.
آيۀ اوّل:
«أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ شُفَعٰاءَ قُلْ أَ وَ لَوْ كٰانُوا لاٰ يَمْلِكُونَ شَيْئاً وَ لاٰ يَعْقِلُونَ* قُلْ لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ جَمِيعاً لَهُ مُلْكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » 1؛ «آيا آنان غير از خدا شفيعانى گرفتهاند؟! به آنان بگو : آيا (از آنها شفاعت مىطلبيد) هرچند مالك چيزى نباشند و درك وشعورى براى آنها نباشد؟! بگو تمام شفاعت از آنِ خداست، (زيرا) حاكميت آسمانها و زمين از آنِ اوست و سپس همۀ شما به سوى او بازمىگرديد.»
در اين آيه چند قرينه وجود دارد كه بتپرستان بتها را به طور مستقل، مؤثر در شفاعت مىدانستند.
قرينۀ اوّل : مراد از شفاعت، وساطت نيست؛ بلكه اعانه و كمك است؛ چنان كه معناى اصلى آن همين است؛ زيرا ابتدا كلمۀ «شُفَعٰاءَ» را بر بتها اطلاق كرده است، سپس فرموده است : «لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ» . معناى شفاعت در جمله دوم، يقيناً وساطت نيست؛ آيه نمىخواهد بيان كند كه تمام واسطهگرىها مربوط به خداوند است؛ زيرا روشن است كه خداوند بىنياز از واسطه شدن است و خداوند پيش كسى وساطت نمىكند، بلكه مراد اين است كه همۀ كمكها از خدا است نه غير او. اين قرينه است كه مقصود از «شفعاء» در جملۀ «أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ شُفَعٰاءَ» نيز اعانه است؛ يعنى آيا شما غير خدا (بتها) را به عنوان ياور و معين انتخاب كردهايد، در صورتى