66از اين مثال، به خوبى مىتوان فهميد كه داستان بتها نيز در موردى است كه آنها همطراز خدا و در رديف خدا باشند؛ يعنى هر يك نسبت به عالم، تدبيرى مستقلّ از ديگرى داشته باشند. در اين صورت است كه نظام عالم نابسامان مىشود، امّا اگر بتها در رتبهاى بعد از خداى يگانه باشند و با سلسله مراتب، فرمانبردار او باشند در اين صورت فرمانده و رييس، يك نفر است و در كار مملوك مشكلى پيش نخواهد آمد.
در اين مثال داستان مشركان و موحدين را روشن كرده است كه بتپرستان از قبيل مملوك اوّل هستند و مؤمنين و موحدان از قبيل مملوك دوم هستند؛ البته مىتوان گفت : اين مثالى است براى روشن كردن دليل تمانع كه در استدلال چهارم گذشت.
دليل سيزدهم : تنفّر از توحيد
استدلال سيزدهم بر اثبات همطراز بودن بتها با خداوند از نظر مشركان، تنفر و انزجار بتپرستان از توحيد است.
يكى از عقايد ناپسند مشركان نفرت فوقالعادۀ آنان از ذكر يگانگى خداوند است و در مقابل آن خوشحالى آنان است از ياد بتها. چندين آيه دلالت دارد كه آنان هنگام ذكر خداى واحد، برخوردى ناروا داشته و از ذكر توحيد، ابا داشتند. آنها هرگز حاضر به شنيدن توحيد نبودهاند و به عكس از ياد بتها بسيار شاد مىشدند. در اينجا به طرح آيات ياد شده مىپردازيم:
آيۀ اوّل:
«وَ إِذٰا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلىٰ أَدْبٰارِهِمْ