59را برطرف سازند؟ و يا اگر رحمتى براى من بخواهد، آيا آنها مىتوانند جلو رحمت او را بگيرند؟! بگو : خدا مرا كافى است، و همۀ متوكلان تنها بر او توكل مىكنند.»
در «مجمع البيان» و «كشاف» آمده است كه مشركان پيامبر را از بتها مىترساندند و خطاب به پيامبر مىگفتند: از اين كه تو از بتها بدگويى مىكنى! مىترسيم خدايان ما، تو را ديوانه و نابود كنند. مراد از «بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ » بتها هستند. البته اقوام پيشين هم مانند مشركان، چنين سخنى را به پيامبران خود گفتهاند؛ چنان كه قوم هود خطاب به وى گفتند : «إِنْ نَقُولُ إِلاَّ اعْتَرٰاكَ بَعْضُ آلِهَتِنٰا» 1؛ «ما نمىگوييم؛ مگر اين كه بعضى از خدايان ما، تو را ديوانه كردهاند.»
جمع بين اين آيات، دلالت مىكند كه مشركان، بتها را در برابر خدا داراى اثر مستقل مىدانستند و چنين مىپنداشتند كه بتها مىتوانند كسى را نابود و يا ديوانه كنند. خداوند در ردّ اين نظريه مىفرمايد : «أَ لَيْسَ اللّٰهُ بِكٰافٍ عَبْدَهُ » ؛ آيا خداوند پيامبرش را كفايت نمىكند؛ يعنى خداوند براى نجات بندهاش كافى است و بتها داراى هيچ اثرى نيستند؛ چنان كه در آيۀ 38، هر گونه نفع و ضرر از طرف بتها را، نفى كرده است.
در توضيح آيۀ 38 بايد بگوييم: «تَدْعُونَ » در قرآن از نظر معنا مساوى با «تعبدون » است؛ (توضيح اين بحث در آينده خواهد آمده) 2 در اين آيه هم مراد از «تَدْعُونَ » تعبدون است؛ يعنى آنچه غير از خدا را عبادت مىكنيد.