157
تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبٰابُ» ؛ «در آن هنگام، رهبران (گمراه و گمراه كننده) از پيروان خود، بيزارى مىجويند، و كيفر خدا را مشاهده مىكنند؛ و دستشان از همهجا كوتاه مىشود.»
يعنى چون آيۀ 166 مربوط به رؤسا و پيروان آنان است پس آيۀ 165 هم مربوط به هر رييس مطاع است و منحصر به بتها نيست. مؤيد اين مطلب، روايت امام باقر عليه السلام است كه مراد از «انداد» را، همۀ رهبران ستمگر دانسته است. 1طبق دلالت آيه، چنان كه در «الميزان» نيز آمده است، هر شخص مطاعى كه در برابر خداوند باشد، به عنوان «انداد» خواهد بود و اطاعت از او، شرك است، حتى اگر رهبر جامعه نباشد، بلكه يك انسان عادى باشد، گرچه تنها در يك مورد، ما فرمان او را بر فرمان خدا مقدم بداريم.
شرك جلى و شرك خفى
واژۀ شرك خفى در كتابهاى اخلاقى زياد به چشم مىخورد. از شرك خفى، گاهى به شرك اصغر نيز ياد مىشود، اين دو واژه در مقابل شرك جلى و شرك اكبر است. شرك خفى و يا شرك اصغر در قرآن نيامده است.
هرچند برخى از آيات را به كمك روايات، بر اين نوع از شرك تطبيق دادهاند كه بعداً در بارۀ آن سخن خواهيم گفت.
براى شرك خفى، تعريفى در روايات ارائه نشده است، بلكه آنچه در روايات آمده، بيان مورد و مصداق است. بايد با ملاحظۀ موارد، يك ملاك