155نيست، اما منافاتى هم ندارد.
سوم : اطاعت از غير خدا، در مواردى كه در تعارض با اطاعت خداوند باشد؛ مثلاً خدا دستور داده نماز بخوانيد، ولى شخصى از نماز خواندن نهى مىكند. اينجاست كه شرك در اطاعت محقق مىشود؛ يعنى ديگرى را در اطاعت بر خدا مقدم كردهايم و اطاعت كه مخصوص خداوند است را براى ديگرى قائل شدهايم. خلاصه، مطاع دانستن غير خدا در برابر خدا عبارت است از شرك در اطاعت و اين حرام و ممنوع است. اطاعت از شيطان نيز از اين قسم است. از اين جا مىتوان گفت، دموكراسى بدون امضاى شارع نيز مردود است.
در اينجا مناسب است مطالبى از مقام معظم رهبرى، حضرت آيةاللّٰه العظمى خامنهاى - سلمهاللّٰه - كه در مقالهاى تحت عنوان: «روح توحيد، نفى عبوديت غير خدا» ، آورده است را نقل كنم :
«توحيد، فقط در اعتقاد نيست، توحيد در عمل هم هست، توحيد در اطاعت هم هست. آنچه گفته شد، بخشى از محتواى بسيار غنى و عميق و چندين جانبۀ توحيد است... و با همين اشارتهاى كوتاه، به روشنى مىتوان تشخيص داد كه توحيد، تنها نظرى، فلسفى و ذهنى و غير عملى نيست كه به هيچ روى، كار به سياه و سفيد زندگى نداشته باشد و دست به تركيب گلّههاى بشرى نزند و در تعيين جهتگيرىهاى انسان و تلاش و عمل بايستۀ او دخالت نكند... و فقط به همين اكتفا نمايد كه باورى را از مردم بازگيرد و باور ديگر به جاى او بنشاند... ، بلكه از سويى يك جهانبينى است، تلقّى بخصوص است از جهان و انسان و موضع انسان در رابطه با ديگر