153است. توسل به پيامبر عين توسل به خداوند است.
اشتباه وهابيون در همين يك نقطه است كه ميان اين دو، تفكيك نكردهاند و از عدم دقت، دچار اين اشتباه بزرگ شدهاند و مسلمانان بسيارى را، متهم به شرك كردهاند.
در اين جا، توجه شما را به سخن علامه طباطبايى جلب مىكنم:
مسأله توسل و دست به دامن شدن به بعضى از مقربين درگاه خدا، به طورى كه از آيۀ: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» 1؛ «اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بترسيد از خدا و بجوييد به سوى او وسيلهاى را.» برمىآيد عمل صحيحى است و غير از آن عملى است كه مشركان انجام مىدهند؛ چرا كه آنان متوسل به درگاه خدا مىشوند، ولى تقرب وعبادت را نسبت به ملائكه، جن و اولياى انس انجام مىدهند، و عبادت خداى را ترك مىكنند، نه او را عبادت مىكنند و نه به او اميدوارند و نه از او بيمناك هستند؛ بلكه همۀ اميد و ترسشان از وسيله است، و لذا تنها، وسيله را عبادت مىكنند، و اميدوار رحمت وسيله و بيمناك از عذاب او هستند.
آنگاه براى تقرب به آن وسيله، كه به زعم ايشان يا ملائكه است و يا جن و يا انس، متوسل به بتها و مجسمهها شده، خود آن خدايان را رها مىكردند، و بتها را مىپرستيدند، و با انجام قربانىها به آنها تقرب مىجستند.
خلاصه اينكه، ادعاى اصلىشان اين بود كه ما به وسيلۀ بعضى از مخلوقات خدا، به درگاه او تقرب مىجوييم، ولى در مقام عمل، آن وسيله را به طور مستقل پرستش نموده، از خود آنها بيمناك و به خود آنها اميدوار بودند، بدون اينكه خدا را در آن منافع، مورد اميد و آن ضررهاى مورد بيم، مؤثر