130خويش را در امور مالى خود، دخيل مىكنيد؛ هرگز. «مِن» در «مِنْ شُرَكٰاءَ» زايد و مفيد تأكيد است.
در «مجمع البيان»، در بارۀ شأن نزول اين آيه، از سعيدبن جبير نقل كرده است كه تلبيۀ مشركان، چنين بوده است :
«لبيك اللّهم لبيّك ، لا شريك لك الّا شريكا هو لك تملكه و ما ملك ؛ اجابت مىكنم تو را، خدايا تو هيچ شريكى ندارى. جز يك شريك كه آن شريك مملوك تو است و هر آنچه دارد از آنِ تو است».
يعنى مالك آن شريك و اموال او، تو هستى.
آيه در مقام ردّ تلبيۀ مشركان است كه چگونه مىشود خداوند، داراى شريكى باشد كه وجود شريك و دارايى آن از خداست. خداوند براى روشن كردن اين عقيدۀ باطل، مثال زده است كه آيا مىشود بردگان شما، در اموالتان با شما شريك باشند؟ آيا شما از بردگان خود، همانند شريكان واقعى، هراسى داريد؟ مسلماً چنين نيست. پس همان گونه كه بردگان شما نمىتوانند شريك شما باشند، مخلوقات خدا نيز، نمىتوانند شريك خدا باشند.
از شأن نزول، فهميده مىشود كه افق فكر بتپرستان، تا چه حد پايين بوده است كه از طرفى معتقد بودهاند كه خداوند شريك دارد و از طرفى شريك او را مخلوق او و تمام دارايى او را از آنِ خدا مىدانستند.
ضعف بتها
خداوند متعال، در يك سلسله از آيات، در صدد روشن كردن ضعف و عجز بتها، نسبت به انجام كوچكترين كار است، تا فطرت بتپرستان