97
2. منسك سعى
شكى نيست كه آيه با بيان: «فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمٰا» ، اجمالاً به تشريع سعى در حج و عمره پرداخته است، ليكن مهم اين است كه بدانيم تعبير به «فَلاٰ جُنٰاحَ» ، بيانگر وجوب است يا استحباب يا چيز ديگر؟
علامه طباطبايى معتقدند كه: آيه در صدد تشريع اصل سعى مىباشد و مفيد معناى استحباب نمىباشد، و گرنه مىبايست به جاى نفى نكوهش، به ستايش از آن بپردازد. و مثلاً بگويد خدا سعى بين صفا و مروه را دوست دارد. 1 اين سخن متينى است، ليكن روشن است كه اصل تشريع سعى با استحباب آن نيز سازش دارد. و نمىتوان گفت مفيد معناى استحباب نيست، بلى تنها چيزى كه مىتوان گفت اين كه: تعبير به «فَلاٰ جُنٰاحَ» لزوماً استحباب نمىباشد.
به نظر مىرسد: آيه متكفل تشريع اصل سعى و بيان جواز مطلق آن مىباشد، و وجوب آن را بايد از قرائن درون آيه، يا برون آيه به دست آورد. قرينه درونى چون شأن نزول آيه، و نيز قرينه برونى چون روايات متعدد بر وجوب آن دلالت مىكند.
شأن نزول آيه
قرينه صارفه يا معينه در خود آيه اين است كه، آيه در مقام ردّ اين طرز تفكر است، كه سعى ميان صفا و مروه به اين دليل كه در روزگار جاهليت محل استقرار بت (اساف در صفا، و نائله در مروه) بوده است، روا نمىدانست. 2 و با اين