95الحرام، و نيز بعثت پيامبر اسلام كه ثمره دعاى ابراهيم است، و نيز درخواست آموزش مناسك اشارت نموده است. در ادامه اين مباحث به بيان يكى از مناسك حج و عمره پرداخته و مىفرمايد: «إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمٰا (بقره: 158)».
در اين آيه سه مطلب عمده وجود دارد، كه عبارت است از:
1. شعائر الهى
قرآن كريم از امورى به عنوان شعائر الهى ياد كرده است، به دنبال بيان حرمت صيد در حال احرام فرمود: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ (مائده: 2)». به دنبال تشريع حج، قربانى، نذر و طواف فرمود: «ذٰلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ (حجّ: 32)». در خصوص شتر قربانى فرمود: «وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَكُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ (حجّ: 36)». و از جمله در آيه مورد بحث.
در اين كه منظور از شعائر در اين آيه چيست؟ دو وجه وجود دارد: يكى اين كه خود صفا و مروه جزء شعائر باشد، دوم اين كه صفا و مروه محل شعائر باشد. 1 معناى اول با ظاهر آيه سازش بيشترى دارد، زيرا نيازى به تقدير ندارد. معناى دوم نيز مناسب است، چون يادآور امورى است كه انسان را به ياد خدا مىاندازد.
بنا بر معناى اول، شعائر الله علامتهايى است كه خاطرهاى از خاطرات مقدس را در نظرها تجديد مىكند، يعنى در حقيقت صفا و مروه تاريخ زندهاى به شمار مىرود، كه حضور و عبادت در آنجا در حقيقت حضور در متن حوادثى است كه در آنجا رخ داده است. صفا و مروه يادآور امتحان سخت ابراهيم، تنهايى اسماعيل اشك سوزان هاجر و تلاش او براى يافتن آب براى كودك شيرخوارش