82
*آيه چهارم
«رَبَّنٰا وَ اجْعَلْنٰا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنٰا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَ أَرِنٰا مَنٰاسِكَنٰا وَ تُبْ عَلَيْنٰا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوّٰابُ الرَّحِيمُ (بقره: 128)».
شرح واژگان
أ. اسلام: اسلام در اصل لغت به معناى وارد شدن به وادى سِلْم و آشتى است. و انقياد و صلح و صفا از لوازم آن است، البته أسْلَم و سلّم به معناى تسليم امر خدا شدن نيز به كار رفته است. 1 و در اصطلاح قرآنى به معناى اولين مرتبه عبوديت است، چنانكه مىفرمايد: «وَ لٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنٰا وَ لَمّٰا يَدْخُلِ الْإِيمٰانُ فِي قُلُوبِكُمْ (حجرات: 14)». بديهى است كه آنان كه در آغاز راه ورود به دين اسلام هستند، ابتدا اسلام مىآورند و پس از آن به مرحله بعدى مىرسند.
ب. ذريه: ذرّ به معناى اشياء ريزى است كه منتشر مىشود. و ذريه به معناى نسلى است كه از يك انسان به وجود مىآيد. 2 البته برخى، اصل اين واژه را از كلمه « ذرو »، و به معناى صغار اولاد دانستهاند. 3 هر چند در عرف به فرزندان با واسطه و بى واسطه نيز ذريه گفته مىشود، آنگونه كه قرآن مىفرمايد: «ذُرِّيَّةً بَعْضُهٰا مِنْ بَعْضٍ (آلعمران: 34)».
ج. رؤيت: رؤيت در اصل به معناى مطلق نظر است. 4 برخى نيز مىگويند: رؤيت به معناى درك شىء مريى است. 5 ليكن اين نظر و درك ممكن است به