44نيز ضرورت دارد، تا براى فهم درست مراد خدا، به كارشناسان قرآن مراجعه شود. اين كارشناسان به شهادت خود قرآن، پيامبر و جانشينان آن حضرت هستند، زيرا قرآن اين وظيفه را در وحله اول به عهده پيامبرگذاشته و فرموده است: «أَنْزَلْنٰا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (نحل: 44)». بر همين اساس، بنا بر نقل اهل سنت پيامبر فرمود: « لتأخذوا عنّى مناسككم فانّى لا ادرى لعلّى احجّ بعد حجّتى هذه ». 1و بنا بر نقل شيعه و شافعى فرمود: «صَلّوا كَمَا رَأيتُمُونِى اصَلّىِ». 2پس از پيامبر، جانشينان آن حضرت عهده دار اين مسؤوليت خطيرند، و اين اصل نزد فريقين پذيرفته شده است، و از اين رو اهل سنت به سخن صحابه و تابعان استناد مىكنند، و شيعه بر اساس حديث ثقلين، به كلام ائمه اهل البيت تمسك مىجويند. چرا كه اينان عِدل قرآن، و معصوم از خطايند، كه فرمود: «إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (احزاب: 33)».
در حقيقت پذيرش سه اصل: امكان فهم قرآن، ضرورت بيان مراد خدا، و نياز به بيان نبى و امام، پيمودن مسير اعتدال و ميانهروى، در بين دو مسير افراط (عدم امكان فهم قرآن)، و مسير تفريط (بى نياز از رجوع به معصومين) مىباشد.
4. رعايت قواعد و شرايط
كسى كه بخواهد قرآن كريم را تفسير نمايد بايد قواعد و شرايط تفسير را مراعات نمايد. برخى از اين قواعد عبارت است از: قرائن متصله و منفصله كه موجب رويگردانى از ظاهر و رويكرد به مراد نهايى خداى سبحان است؛ از جمله قرينه سياق، ويژگىهاى خطاب و مخاطب، عنايت به نقش اسباب نزول، توجه به اعتبار