388
*آيه بيست و دوم
«وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَكُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَكُمْ فِيهٰا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَيْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذٰلِكَ سَخَّرْنٰاهٰا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ* لَنْ يَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰكِنْ يَنٰالُهُ التَّقْوىٰ مِنْكُمْ كَذٰلِكَ سَخَّرَهٰا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللّٰهَ عَلىٰ مٰا هَدٰاكُمْ وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ (حجّ: 36- 37)».
شرح واژگان
أ. بُدن: بر وزن برج، جمع بَدَنَه برگرفته از بدن و جسيم بودن است، و نامى است كه بر شتر و نيز گاو اطلاق مىشود، چون نسبت به ديگر حيوانات جسيمترند. 1ب. معترّ: ريشه اين اين واژه عرّ به معناى نوعى بيمارى پوستى است. منظور از معترّ فقيرى است كه خود را در معرض سؤال قرار مىدهد، و درخواست كمك مىكند. 2در روايات نيز به همين معنا اشارت شده است، چنانكه در روايتى امام صادق مىفرمايد: «... المعتر الذى يعتريك...». 3
چشمانداز آيه و محتواى آن
اولين آيه، ابتدا روى بزرگترين نماد قربانى تكيه كرده و آن را به عنوان يكى از شعائر معرفى مىكند. و در ادامه به نحوه نحر كردن آن اشارت مىنمايد. و آيه