364مانند اين آيه كه قرآن مىفرمايد: «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً (انفال: 205)». و ذكر زبانى مانند اين آيه كه مىفرمايد: «وَ إِذٰا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلىٰ أَدْبٰارِهِمْ نُفُوراً (اسراء: 46)». و ذكر كتبى مانند اين آيه كه مىفرمايد: « ص وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ (ص: 1)».
در برنامه ذكر سرزمين منى اعم از قربانى و يا ذكر ايام تشريق به صراحت «وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ» بايد ذكر زبانى باشد. و ذكر قلبى گرچه خوب است اما كفايت نمىكند.
2. طعام و اطعام
در بخش ديگر از آيه، قرآن به مصارف گوشت قربانى اشارت كرده است و مىفرمايد: «فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِيرَ» . كه هم سفارش به خوردن خود حاجى مى كند و هم امر به اطعام آن مىكند.
مفسران مىگويند: امر به « فَكُلُوا » دلالت بر وجوب ندارد، بلكه بر اباحه و يا استحباب دارد، چرا كه در جاهليت خوردن اين گوشت را روا نمىدانستند، لذا براى رفع اين تحريم خود ساخته و به تعبير ديگر براى رفع توهم حظر اجازه مىدهد كه خود حاجى نيز از آن بخورد، اما امر در «أَطْعِمُوا» دلالت بر وجوب مىكند و بايد به مصرف بائس فقير برسد. 1البته برخى از مفسران بر اين باورند كه امر در « فَكُلُوا » نيز براى وجوب است، زيرا خداوند مىخواهد شخص حاجى را با فقير در يك رتبه قرار دهد. 2 برخى از فقها به استناد همين آيه فتوا به وجوب اكل دادهاند. 3