271است همه آنها را مراعات نمايد مىشود، مجموعهاى كه از آن به محرمات الهى تعبير مىشود. و بسا به اين حقيقت اشارت داشته باشد اين آيه كه مىفرمايد: «ذٰلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُمٰاتِ اللّٰهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ (حج:30)».
البته ممكن است خود موضوعات عينى مطرح در حج نيز به عنوان شعائر قلمداد شود، چنانكه مىفرمايد: «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ(بقره: 158)». و نيز مىفرمايد: «وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَكُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ (حج: 36)».
بنابر اين خود كعبه، حِجْر، حَجَرالاسود، مقام ابراهيم، زمزم، حطيم، و قربانى و حتى نشانه آويخته بر گردن قربانى نيز جزء شعائر به حساب خواهد آمد. و اين عنوان نسبت به موارد بعدى عام قبل از خاص است.
ب. ماه حرام
دومين امرى كه خداى سبحان سفارش نموده تا احترام آن حفظ شود، ماه حرام است كه فرمود: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا... اَلشَّهْرَ الْحَرٰامَ». كه مراد همان چهار ماهى كه در جاى ديگر بدان اشارت نموده و فرموده است: «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللّٰهِ اثْنٰا عَشَرَ شَهْراً... مِنْهٰا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ (توبه: 35)». و منظور از آن ماههاى رجب، ذوالقعده، ذوالحج و محرم است. 1و مقصود از عدم احلال، حلال نشمردن جنگ در آن است، زيرا جنگ در ماه حرام را گناه بزرگ، مانع از گرايش مردم به آيين خدا، و باعث كفر ورزيدن به خدا مىداند. و مىفرمايد: « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرٰامِ قِتٰالٍ فِيهِ قُلْ قِتٰالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ وَ كُفْرٌ بِهِ (بقره: 217)».
اين بدان معناست كه گرچه جنگ به عنوان يك تكليف شرعى يا وظيفه اجتماعى ممكن است متوجه انسان گردد، اما از سوى ديگر زمان و مكان استثنايى و عارى از جنگ نيز پيش بينى شده است، تا افراد جامعه لختى