246در روايات نيز آيه «فَفِرُّوا إِلَى اللّٰهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ (ذاريات: 50)»، بر حج تطبيق شده است، چنانكه در روايتى از امام باقر مىخوانيم كه فرمود: «اى حجّوا الى الله عزوجلّ». 1 برخى از مفسران معتقدند از مجموع تعابير مربوط به حجّ، به خصوص «وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ» ، و «وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ» ، چنين استفاده مىشود كه تشريع حجّ يك تشريع امضايى است، چرا كه اين عبادت ريشه در شريعت ابراهيم دارد. 2 از اين رو در ميان اعراب جاهلى نيز حج وجود داشته است.
در اين باره بايد گفت: اگر منظور از امضا، پذيرش اصل يك عبادت يا يك معامله است، سخن درستى است، و احكام اسلام را مىتوان به امضايى و تأسيسى تقسيم نمود. اما اگر مراد از امضا قبول همه اصول و فروع يك عبادت و معامله است، با دقت بيشتر به اين نتيجه رهنمون مىشويم كه هيچ امر امضايى در اسلام نداريم، چرا كه اسلام با ايجاد شطر و شرطهاى متعددى آن را آنچنان متحول نموده است، كه ديگر همان نخواهد بود. و لذا حج در اسلام تنها اشترك لفظى و جزيى با حج جاهلى دارد.
لام در «لِلّٰهِ » لازم ايجاب و الزام است، كه به وسيله «عَلَى النّٰاسِ» تأكيد شده است. اين نوع تأكيد در ادبيات عرب بالاترين درجه تأكيد و بليغترين رتبه بلاغت در الفاظ را مىرساند، و اين به خاطر توجه به حج و تعظيم حرمت آن است. 3