218مكانهاى گوناگون قسم خورده است. در اينجا به دليل عظمت اين شهر، و به دليل اهميت زياد آن و وجود پيامبر در آن كه فرمود: «وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهٰذَا الْبَلَدِ (بلد: 2)» در دو شكل مثبت «اقسم» و منفى «لااقسم» سوگند ياد كرده است.
ب. بلد امين
در كنار سوگند به تين، زيتون و طور سينين، به شهر مكه قسم ياد كرده و مىفرمايد: « وَ هٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ (تين: 3)». كاربرد وصف امين درباره مكه، ممكن است به معناى اسم فاعل يعنى «امانتدار» باشد، چرا كه امانتى چون پيامبر و كعبه را در خود جاى داده است. و ممكن است به معناى اسم مفعول يعنى «امنيتدار» باشد، كه در اين صورت نظير اين آيه است كه مىفرمايد: « وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هٰذٰا بَلَداً آمِناً (بقره: 126)». و اين آيه كه مىفرمايد: « وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً (ابراهيم: 35)».
ج. بلده حرام
در معرفى مكه با اين صفت قرآن مىفرمايد: « إِنَّمٰا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هٰذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهٰا (نمل: 91)». حرام بودن يك مكان، يا يك زمان «شهر حرام»، به معناى محترم بودن و احترام داشتن آن است، چنانكه در روايتى از امام صادق مىخوانيم كه فرمود: «...أَلا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَرَّمَ مَكَّةَ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ فَهِىَ حَرَامٌ بِحَرَامِ اللَّهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لايُنَفَّرُ صَيْدُهَا وَ لايُعْضَدُ شَجَرُهَا وَ لايُخْتَلَى خَلاهَا وَ لاتَحِلُّ لُقَطَتُهَا إِلاّ لِمُنْشِدٍ...». 1 در روايت ديگرى از آن حضرت مىخوانيم كه فرمود: «إنه وجد فى حجر من حجرات البيت مكتوباً إنى