412پس از پشت سر گذاردن كوه نمار در برابر حره رجيع قرار گرفتيم. و آنگاه پس از طى الصُّلصله و دو روستاى كوچك آن در چهل و هشت كيلومترى جنوب قلاع خيبر در قسمت شمال والى الغرس بناى مدرسهاى جلب نظرمان نمود. و سپس به منطقهاى كه سد الحصيد در جنوب غربى خيبر، و در فاصلۀ سى كيلومترى آن واقع بود، ره سپرديم.
نخستين روستاى بزرگى كه در سرزمين خيبر برابرش قرار گرفتيم، شُرَيف در وسط ارتفاعاتى قرار داشت كه قلاع خيبر بر آن بنا شده بودند. از آنجا به نخلستانهاى گستردۀ سرزمين اصلى خيبر رسيديم.
عمدۀ اين نخلستانها در دامنۀ بلندىهاى الكتيبه در وادى الزايديه جاى دارد. و نماى عمومى آن هر سياح و پژوهندهاى را به قرون گذشته باز مىگرداند.
نشان آبادانى خيبر همين بود كه امروزه نيز آن را مىنگريم.
پيكرههاى 3 - 4 ؛ 4 - 4 ؛ 5 - 4
/1ح: قلعۀ مرحب
گفتيم بزرگترين قلعۀ بنا شده بر بلندىهاى الكتيبه را القموص مىنامند. همانى كه چون مرحب سالار خيبريان، در آن اقامت مىگزيدند، به نام قلعۀ مرحب در تاريخ شهرت دارد.
سرنوشت نهايى وقايع خيبر، در گرو گشودن چنين قلعه از قلاع خيبر بود. و مورخان بهاتفاق گفتهاند كه علىبن ابىطالب به تنهايى مرحب را كه رجزخوان، مبارز مىطلبيد، از پاى درآورد. و آنگاه درب قلعه را گشود. 1تاريخ از بناى پرشكوه قلعۀ مرحب بر فراز بلندترين ارتفاعات الكتيبه يادها كرده است.
مورخان و جغرافى دانان كه خيبر را ديده و وصف كردهاند، از وادى الزايديه كه در