400وادى الرجيع بدان جهت كه محل دفن عامر بن اكوع و محمود بن مَسلمه، دو تن از صحابى پيامبر، كه در واقعۀ خيبر كشته شدند و با توجه به اينكه بنا به تصريح ياقوت در «معجم البلدان» محل نگهدارى اثاث و مجروحان و زنان مسلمان بوده، معلوم مىدارد كه منتهى اليه وادى به قلاع خيبر متصل بوده است. ولى واقدى بىآنكه به اين نامِ كلى اكتفا كند، مواضع را دقيقتر بيان كرده است.
مورخان و سيرهنويسان، اتفاق نظريه دارند كه پيامبر پس از رسيدن به نزديكى خيبر و مشاهدۀ دژهاى مستحكم و برافراشتۀ يهوديان، مسلمانان را امر به توقف داده و چنين دعا كرده است:
«اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ مَا أَظْلَلْنَ، وَ رَبَّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا أَقْلَلْنَ، وَ رَبَّ الشَّيَاطِينِ وَ مَا أَضْلَلْنَ، إِنَّا نَسْأَلُكَ خَيْرَ هَذِهِ الْقَرْيَةِ وَ خَيْرَ أَهْلِهَا وَ خَيْرَ مَا فِيهَا وَ نَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ هَذِهِ الْقَرْيَةِ وَ شَرِّ أَهْلِهَا وَ شَرِّ مَا فِيهَا، أَقْدِمُوا بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيم». 1
ج: خيبر، ميان ايمان مسلمانان، و نفاق يهوديان
در متن دعاى مذكور، كه منعكس كنندۀهدفنهايى پيامبر در طىچنينطريق است، خير مردم و بناهايشان را مسألت مىكند و از شرّ هرچه در آن است، به خدا پناه مىبرد.
چنين دعوتى، نشانى از كينه و طمع ندارد و هيچ لفظى از آن تحريض را القا نمىكند.
در واقع طى چنين راهى، جز به انگيزۀ همان دفاع، مفهومى از دستيابى به غنيمت و غنايم نداشت. در آستانۀ خروج از مدينه، پيامبر همه را آگاه كرده بود كه:
«لاَ تخرجوا معي إلّاراغبين في الجهاد. فأمّا الغنيمة فلا و بعث منادياً فنادى، لا يخرجنّ معنا إلّاراغبٌ في الجهاد فأمّا الغنيمة فلا». 2