384جنگجويانۀ مسلمانان يا يهوديان خيبر حكايت مىكند، تفكيك نموديم و مداركى را كه از تلاش صلحجويانۀ طرفين نشان دارد، استخراج كرديم و با رعايت تقدّم زمانى، جمعبندى نموده، به استحضار پژوهندگان مىرسانيم:
شناخت موقعيّت مسلمانان در شهر مدينه در يك مقطع مهمّ زمانى - يعنى از واقعۀ خندق در ذيقعدۀ سال پنجم هجرت تا صفر سال هفتم هجرت كه واقعۀ خيبر به وقوع پيوست - از اهمّيّت خاصّى برخوردار است. در طول اين چهارده ماه، مدينه با چه وقايعى روبرو بوده كه رفتن به خيبر اجتنابناپذير شده است؟ و بالعكس خيبر در اين مدّت با چه وقايعى دست به گريبان بوده كه تهاجم به مدينه اجتنابناپذير شده است؟
محرّم سال ششم هجرت
سفيان بن خالد بن نُبَيح هذلي لِحْياني در عُرَنَه -\نزديك عرفات مكّه - اردوگاهى بپا كرد و مردم اطراف خود و ديگر اقوام را براى هجوم به مدينه و كشتن مردم مسلمان گرد آورد. عدّۀ زيادى از مردم با او هماهنگى كردند. 1ابنسعد واقعه را با اين عبارت ثبت كرده است:
«و ذلك أنّه بلغ رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - أنّ سفيان بن خالد الهذلي ثمّ اللّحياني و كان ينزل عُرَنَةَ و ما والاها في ناس من قومه و غيرهم قد جمع الجموع لرسول اللّٰه». 2 صفر سال ششم هجرت
قرْطاء گروهى از قبيلۀ «بنوبكر بن كلاب» بودند كه با محمّد صلى الله عليه و آله و مردم مدينه دشمنى مىورزيدند و واقدى آنها را «قومٌ من مُحارب» دانسته است كه مدينه را مورد