347از ميان اين سه نظريه، نظريّۀ ياقوت حموى با زبانشناسى باستانى عبرى و آرامى تطابق بيشترى دارد و براى پذيرش آن منابع قابل قبولترى در دست ماست. البتّه پيوند نژادى ونَسبى خيبر بهعنوان پسر «قانية بن مهلائيل» با واژۀ «ربذه» كه آن را مورّخان عرب، عموى خيبر و زرود و شقره دختران يثرب، متخصّصان شناخت افسانههاى عرب مانند ابنكلبى و زجاجى را متقاعد كرده است تا براى نامهاى مذكور ريشههاى افسانهاى و نه زبانشناسى جستجو كنند. به نظر مىرسد: منسوبكردن نام سرزمينها به افرادى كه تاريخ حيات آنها دور از دسترس شناخت است، نمىتواند مورد اعتماد محقّقان امروزى قرار گيرد.
به هر حال سرزمين خيبر، به عنوان محلّ سكونت يهوديانى كه از شمال شبهجزيرۀ عرب به داخل سرزمين حجاز مهاجرت كردهاند، ديرينۀ تاريخى مُستند و پرسابقهاى دارد 1 و نمىتوان نژاد اصلى آنها را غيرعرب خواند. لذا بعضى از محقّقان از آنجا كه معتقدند: قبل از سكونت يهوديان در خيبر، اين سرزمين محلّ سكونت اعراب غيريهودى بوده است، نظر ابندريد را در تعريف ريشهاى واژۀ خيبر پذيرا شدهاند.
سرزمين خيبر از نظر موقعيّت جغرافيايى، يكى از بهترين زمينهاى مساعد حجاز براى كشاورزى بود و سكونت يهوديان و قبيلۀ مقتدر و متنفّذ غطفان در مجاورت آن، باعث گرديد كه در همۀ ادوار تاريخى، به عنوان يكى از مراكز مهمّ تجمّع يهودان و سرزمينى از بلاد قبيلۀ غطفان درآيد و از نظر اقتصادى به شكل يكى از بازارهاى مهمّ عرب در عصر جاهلى (معروف به سوق نطاة خيبر) سلطۀ اقتصادى - دينى خود را توأمان بر سرنوشت قبايل عربِ سرزمين حجاز تثبيت كند.
براى نگارنده مجهول است كه چه وقايعى در خيبر به وقوع پيوسته بود كه عموم مورّخان عرب، يهودان آن سرزمين را مردمى مكّار وخبيث خواندهاند! آلوسى مىنويسد:
«خيبر... وكان فيها قبائل من اليهود المستعربة وكانوا يوصفون بالمكر والخبث.» 2