346
فصل چهارم:خيبر؛ تدارك تهاجمى گسترده به مدينه و دفاع مسلمانان
الف: خيبر، واژه و موقعيّت
ياقوت حموى واژۀ خيبر را غير عربى و اصطلاحى رايج در زبان خاصّ يهوديان شبه جزيره دانسته كه:
«هو بلسان اليهود: الحصن». 1به همين اعتبار در زبان عربى واژۀ «خيابر» به عنوان جمع قلعه (قلعههايى كه در آن منطقه وجود داشته است) رواج مىيابد.
ادلف گرومان ADOLF GROHMAN به گفتۀ سهل بن محمد كاتب استناد كرده است كه او سرزمين مذكور را بدان جهت خيبر مىخواند كه:
«إنّ هذه الواحة اشتقت اسمها من خيبر بن كانية بن مهلائيل أوّل من استقرّ بها.» 2چنين استنادى را - كه مورد توجّه مؤلّفان عربى قرار گرفته است - عموماً از ابوالقاسم عبدالرّحمن زجاجى لغتشناس مشهور زبان عرب (337ه .ق.) دانستهاند. با اين همه ابندريد، خيبر را به معناى «ارض خبرة اى طيبة الطين سهلة» 3 دانسته است. 4