265قريشى، توان حفر قبور را به صورتِ يك به يك نداشتند و پيامبر براى رعايت حال آنها به دفن دو يا سه نفر در يك قبر رضايت داده و خود شخصاً مراسم تدفين را به جاى مىآورده است و نيز در اينكه چه كسى را با چه كسى در يك گور نهند، نظر مىداده است.
4 - 5 / پ : سوك مدينه
بىشك مسلمانان، عصر همان روز واقعه - يعنى شنبه - به مدينه بازگشتهاند. از يك سوى نگرانى از حملۀ مجدّد قريشيان و از جانب ديگر، تأثّر خانوادهها از فقدان مردانشان، مدينه را در يك سوك و حُزن همگانى فرو برده بود.
مورّخان از نوحهخوانىهاى مردم (به رسم قبايل) و گريههاى جمعى زنان يادها كردهاند و همگان بر وقوع اين مجالس و محافل در منازل طوايف مدينه اتّفاق سند دارند. وقتى پيامبر گريهها را شنيد، به تأثّر گفت:
«آنها بر شوهران و پسران و برادرانشان مىگريند، اما براى حمزه چه كسى مىگريد؟» به گفتۀ على بن برهانالدّين حلبى، حمزه در مدينه همسر و فرزندى نداشت.
از اين رو پيامبر صلى الله عليه و آله خود بر حمزه گريست.
اسيد بن حضير و سعد بن معاذ چون اين حالت غمانگيز را از پيامبر صلى الله عليه و آله ديدند، زنانِ طائفۀ خود را گفتند:
«بر حمزه بگرييد كه پيامبر در فقدان او گريسته است.»
زنان، گريهكنان و نوحهخوانان به سوى خانۀ محمّد صلى الله عليه و آله رو آوردند. يكباره همۀ طوايف مدينه كه در مجاورت مسجد بودند، در سوك حمزه و ديگر شهيدان احد فرو رفتند. ابناسحاق گويد:
و مرّ رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - بدار من دور الأنصار من بني عبدالأشهل و بنى ظفر فسمع البكاء و النوائح على قتلاهم فذرفت عينا رسولاللّٰه فبكى ثمّ قال: